
آدمی گاهی آنقدر در پیچوخمهای افکارش غرق میشود که از یاد میبرد اصلاً آدم است و قرار است زندگی کند. آری، «زندگی»، پرمفهومترین واژهی هستی که بیشتر اوقات از آن غافلیم. همیشه سعی کردهام نسبت به اتفاقات و پدیدههای اطرافم دقیق شوم و از مواجهه با آنها بیشتر بیاموزم، حال این آموختن تلخ باشد یا شیرین فرقی نمیکند. مهم آن است که تا زمانی که نفسی میآید و میرود دائماً بیاموزیم. و بیشتر در وادی آگاهی قدم بزنیم؛ زیرا باور دارم زندگی یعنی مواجهه شدن با هستی است که بخش عظیمی از آن در تاریکیها نهفته است.
