شیطان و دوشیزه پریم به قلم نویسنده مشهور برزیلی پائولو کوئلیو در سال 2000 به چاپ رسید. این رمان آخرین کتاب از سه گانه کوئلیو می باشد. در این رمان به یکی از دغدغه های بسیار قدیمی پرداخته شده است. خیر و شر.
در این کتاب به یک هفته از زندگی مردم یک دهکده دور افتاده می پردازد. زمانی که یک غریبه وارد روستای آن ها می شود، هر کدام خود را پیش روی عشق، مرگ و قدرت می بینند. درست آن لحظه که انتظارش را ندارند، باید خود را آزمایش کنند. در این داستان درستی و راستی به طرز هولناکی آزمایش می شود.
غریبه می خواهد ثابت کند که ذات انسان شر است. از این رو شانتال پریم که تنها فرد جوان آن روستا است را انتخاب می کند و او را در دو راهی بسیار سختی قرار می دهد. شانتال باید مسیر خود را در میان فرشته و شیطانی که هر فرد در درون خود دارد انتخاب کند. آینده خود و ساکنان روستا را با پولی که به دست می آورد تامین کند اما رافت انسانی خود را زیر پا بگذراد، یا به تصمیمات فرشته درونش گوش دهد و از این آزمون سربلند بیرون آید و باقی مانده عمر خود را در آن روستای دور افتاده و بی امکانات هدر دهد.
این رمان به ما می آموزد که سیاه و سفید دیدن دنیا کار اشتباهی است و این دو مفهوم کاملا در هم تنیده و به هم ارتباط دارند و سیاهی و سفیدی هر دو در وجود ما نهفته اند و در مواقعی بروز پیدا می کنند.